زندگی در گذر است، زمان نمی ایستد، تاریخ می رود و آینده می آید.
آنچه مهم است بواقع همین لحظه ی حال است.
گویی آدمی چیزی بیش از همین "محدودیت زمانی" یا بهتر بگویم فاصله یا برشی کوتاه میان لحظه ی زاده شدن تا گاه مرگ نیست؛ مسیری که به ناچار با محدودیت ها و انتخاب ها و اختیاراتش می پیماید.
مسیر و لحظاتی که می توانند بی نهایت زیبا و یا بی اندازه زجرآور باشند!
تولد و مرگ در حیطه ی اختیار او نیست و به همین سبب آسان است لکن فرصت میان این دو تا حدودی به اختیار اوست؛
"چگونه زیستن و البته به کجا رسیدن"
و این تا اندازه ای دشوار است!
وا ضح و ساده بگویم: انسان همین توالی لحظه ها با دو محدودیت ابتدا و انتهاست.
آدمی چیزی بیش از عمر خویش نیست و آدمیان به اکراه یا به اختیار با هم ارتباط دارند.
و در نهایت از او چیزی جز محبت، عشق، خاطره و عملکردش باقی نمیماند.
انسان های بی شمار و جوامع گوناگون هزاران سال است که بر این کره ی خاک زیسته اند و می زیند، به انحاء مختلف؛ از بسیار سیاه و تاریک تا بی نهایت درخشان و تابناک، تا بدین جا رسیده اند؛ عصر حاضر.
اکنون جهان اوضاع پیچیده ای دارد.
جامعه ی ما ایران نیز در مسیر زمان دستخوش تحولاتی بوده و هست؛ دغدغه ها، وقایع، اتفاق ها، اشتباه ها، مشکلات، راه حل ها، شعارها، کارها ... در این سرزمین نیز بسیار و بسیارند.
اکنون پس از گذشت سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی در این کشور هیاهو و صداهای بسیار از هر کران و هر گروه و هر جناح به گوش می رسد اما تنها صدایی که شنیده نمی شود صدای من و توست؛ صدای جوان ایرانی؛ صدایی که به دور از هر گونه تعصب و گرایش و فرمایشی باشد!
اینک آنچه پیش روی توست فریاد رسای نسل جوان ایران زمین؛ نسل سوم، بصورتی سره و برآمده از دل جوانان این مرز و بوم است؛ حرف هایی با عنوان "فریاد" به قلم یکی از همین جوانان این سرزمین کهن.
حتما بخوان!
این داستان توست که می خوانی جوان ایرانی!
این صدای توست، این صدای منست، این صدای ماست؛ "فریاد"
چند پرسش اساسی وکلی و کوتاه که خواهش میشود با همین ویژگی کلی و اساسی و کوتاه بودن هرچه به نظرتان میرسد و عقیده تان است پاسخ دهید:
1- آیا ما از جهان امروز عقب هستیم؟ ( از هر نظر بویژه از نظر علمی-تولید علم- و فکری و حتی فرهنگی و یا اقتصادی و صنعتی و...)
2- اگر آری دلیل یا دلایل عمده آن چیست؟ ( دلایل امروزین را بگویید کاری به تاریخ و گذشته نداشته باشید)
3- مقصر کیست؟ (بازهم خواهش میکنم به تاریخ نپردازید )
4- چه باید کرد؟ ( با تأکید بر قشر جوان بویژه قشر فرهیخته و دانشجو، یعنی با محوریت نسل سوم)
5- آیا اصلا میتوان کاری کرد؟
نکته: کاملا به این امر واقفم که این سؤالات بسیار کلی بوده و پاسخ آنها بسیار وسیع و گسترده تر از این حرفهاست و در این کوتاه نمی گنجد و طرح تفصیلی این مباحث جای دیگری می طلبد اما با این وجود، از شما می خواهم از تحلیل و بررسی گسترده و عمیق خودداری فرمایید و نظرتان را خیلی ساده و کوتاه بیان فرمایید، متشکرم.